تبليغاتX
-اگر میتوانی درد را هجی کنی،سلام-
اینجا چراغی روشن است

بر پلك هاي پنجره ام سايه اي گذشت
شايد تو بوده اي .
 شايد نگاه ماه
 فانوس سرد ياد مرا زنده كرده است.
در بيشه زار دور و مه آلود ذهن تو
شايد خيال من
 امشب گذشته است   
از دره هاي تار فراموشي
تا آشيان روشن انديشه هاي تو .
بر پلك هاي پنجره ام سايه اي گذشت .
تا كوچه مي دوم
بن بست ها برابر چشم اند.
يك خواب گرد پير
آرام و كند مي گذرد از كنارشان.
 مهتاب عشوه گر
بر اشك هاي من لبخند مي زند .
بي تو چه گونه بگذرم از شب
 بي تو چگونه من ؟


سيما ياری


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 19:43  توسط ماهان | 

بي تو
 نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
 و عصر
عصر واليوم بود
 و فلسفه بود
 و ساندويچ دل وجگر


به یاد حسین پناهی
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 19:3  توسط ماهان | 
hich tozihi nemidam yani nemitoonam bedam khodetoon ghezavat konid :-s http://www.sonic200.com/others/tuongphan.htm
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 13:27  توسط ماهان | 
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
 همه جا
من به هر حال كه باشم به تو ميانديشم
تو بدان اين را تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان با من تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
 من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
 

 

 

فريدون مشيری

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 13:26  توسط ماهان | 
صفحه ی سفید
آرزو نکن به رنگ ما شوی
از خدا نخواه
با فشار واژه اشنا شوی
آرزو نکن جمع نقطه ها کلافه ات کنند
آرزو نکن مثل مشق کودکان فنا شوی
منتظر نباش روسیاه رقص نغمه ها شوی
منتظر نباش با ورود یک غزل فدا شوی
نا سزا نگو با سکون سطرهای حود بساز
آرزو نکن جایگاه خواب جمله ها شوی
بی صدا بمان دل به انتظار قصه ای نبند
منتظر نباش زیر پای یک قلم رها شوی
صفحه ی سفید
بر سکوت طبع خسته ام نخند
آرزو نکن
با دروغ واژه اشنا شوی
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 16:57  توسط ماهان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
__در عشق دو رکعت است که وضوی آن درست نیاید الاّ بخون__

دار است و اوج حادثه معراج عاشقان

منصور گونه گشته و بر دار بگـــذریم

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
بهار کوچک من
رویاهای متروک/فرزانه
۩ ۩ عاشق زندگی (وایکانت میثم)۩ ۩
ترانه ی آزادی/...
شاملو
یه جورایی....متفاوت/مهیار
رد پای احساس/مهناز
nice_sentences/ماهان
تیر آهن18/صمد
رویداد
شال و کلاه/امیراسماعیل زاده
مرده ی سی ساله/ تمنا
نیمه ی حاضر/ لاله
وبلاگ مبلاگ/ ابراهیم
میلاد شکری
ناخوانا/ لیلا ملک محمدی
سرود سکوت / مهلا
غم انگيزترين خوشحالي
روزهای خوش / باور
غريبه اي نام آشنا / حسين حيدري
دستنوشته های یک مانی...
ناخوانا
جایی برای با هم بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان